Siavash AmirAhmadian's Photoblog
Sorry, this entry is only available in فارسی.
اولین چیزی که یادش افتادم این بود: باران که میبارد تمام کوچههای شهر
پر از فریاد من است
که میگویم:
من تنها نیستم
تنها، منتظرم.
تنها…
“کیکاووس یاکیده”
این پل انگار به جا مونده از یه عالمه اتفاق مرده بود… تنها، غریب، سخت و سنگین…
اینجا رو از نزدیک دیدم روزگاری این پل عظمتی داشته، این عکس هم فوق العادست.
داغانم کردی لامصب
:))
توپه
۱۳۸۸/۰۹/۲۱ - ۱۱:۲۲ ب.ظ | Reply
اولین چیزی که یادش افتادم این بود:
باران که میبارد
تمام کوچههای شهر
پر از فریاد من است
که میگویم:
من تنها نیستم
تنها، منتظرم.
تنها…
“کیکاووس یاکیده”
این پل انگار به جا مونده از یه عالمه اتفاق مرده بود… تنها، غریب، سخت و سنگین…
۱۳۸۸/۰۹/۲۲ - ۱۰:۳۷ ق.ظ | Reply
اینجا رو از نزدیک دیدم روزگاری این پل عظمتی داشته، این عکس هم فوق العادست.
۱۳۸۸/۰۹/۲۵ - ۴:۳۲ ب.ظ | Reply
داغانم کردی لامصب
:))
۱۳۸۸/۱۰/۱۷ - ۱۲:۴۱ ب.ظ | Reply
توپه