هوا بس ناجوانمردانه سرد است
زمستان است
من در این کویر بی انتها خرامان خرامان میروم
تا بیابم قطعه ای از روشنی از دست رفته ام را
به کدامین کوچه باید سر بزنم؟
بر سر کدامین کوی باید پر و بال بگشایم و نوای دل بزنم؟
اما فقط این نیست…..
پینوشت: این یکی از شعرهاییه که من توی دوران دبیرستان گفتم. از اون زمان خیلی گذشته، نمیدونم چطوری شد که یادم آمد و دلم خواست برای بلاگت بگذارمش. اگه دلت خواست publish کنش اگه هم نه که عیبی نداره چون می خواستم فقط تو بخونیش. آخه هیچکس تا حالا شعرهای من رو نخونده ، یه جورایی سخته…
dar sard boodane hava shaki nist,ke be hich onvan delet nemikhad garmaye otagho raha konio beri biroon,vali …,ye joor dige negah kon,be barghe oon ghandil ha negah kon,bebin che joori vas vasat mikone ke beri navazesheshon koni,….
سلامم را تو پاسخگوی، مسیحای من ای ترسای پیر پیرهن چرکین دمت گرمو سرت مستانه خوشبادا، چه میگویی سحر شد بامداد آمد، فریبت میدهد این آسمان، سرخی بعد از سحر، گر نیست حریفا، دوش سرما برده است، این یادگار سیلی خوردهی سرد زمستان است.
هم عکست و هم شعر انتخابیت هر دو آدمو یاد دوستانی میندازه که دلشون شبیه این قندیلها سرد و سفت هستن، شاید این متن تو بهشون کمک کنه که گرم باشن و جواب سلامها رو بدن!
مرسی پسرجان
زمستون ، تن عریون باغچه چون بیابون……..درختا ، با پاهای برهنه زیر بارون
نمی دونی تو که عاشق نبودی…………………..چه سخته مرگ گل برای گلــدون
گل و گلدون چه شبها ، نشستن بی بهانه ، واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه ، چه تلخه…………………..باید تنها بمونه قلب گلدون
مث من که بی تو …………………..نشستم زیر بارون زمستون
نشستم زیر بارون زمستون
زمستون ، برای تو قشنگه پشت شیشه……..بهار زمستونها برای تو همیشه
تو مثل من زمستونی نداری…………………..که باشه لحظه چشم انتظاری
گلدون خالی ندیدی ، نشستی زیر بارون ، گلهای کاغذی داری تو گلدون
تو عاشق نبودی…………………..ببینی تلخ روزهای جدایی
چه سخته ، چه سخته…………………..می شینم بی تو با چشمهای گریون
۱۳۸۷/۱۰/۱۵ - ۱:۰۸ ب.ظ | Reply
interesting persian poem
۱۳۸۷/۱۰/۱۵ - ۳:۵۹ ب.ظ | Reply
هوا بس ناجوانمردانه سرد است
زمستان است
من در این کویر بی انتها خرامان خرامان میروم
تا بیابم قطعه ای از روشنی از دست رفته ام را
به کدامین کوچه باید سر بزنم؟
بر سر کدامین کوی باید پر و بال بگشایم و نوای دل بزنم؟
اما فقط این نیست…..
پینوشت: این یکی از شعرهاییه که من توی دوران دبیرستان گفتم. از اون زمان خیلی گذشته، نمیدونم چطوری شد که یادم آمد و دلم خواست برای بلاگت بگذارمش. اگه دلت خواست publish کنش اگه هم نه که عیبی نداره چون می خواستم فقط تو بخونیش. آخه هیچکس تا حالا شعرهای من رو نخونده ، یه جورایی سخته…
۱۳۸۷/۱۰/۱۶ - ۳:۲۵ ب.ظ | Reply
نامش را <> گذاشته بود…و در سرمای ناجوانمرد…تو فکر می کنی امیدی داشت؟
۱۳۸۷/۱۰/۱۶ - ۸:۳۲ ب.ظ | Reply
dar sard boodane hava shaki nist,ke be hich onvan delet nemikhad garmaye otagho raha konio beri biroon,vali …,ye joor dige negah kon,be barghe oon ghandil ha negah kon,bebin che joori vas vasat mikone ke beri navazesheshon koni,….
۱۳۸۷/۱۰/۲۰ - ۱:۳۰ ب.ظ | Reply
سلام سیاوش عزیز ، دلم برای زمستون ایران و برف و قندیل تنگ شده ، اینجا که هستم ، برف نمیاد .سرمای بدون برف به نظرم عقیم میاد . مرسی از عکس
۱۳۸۷/۱۰/۲۱ - ۱۲:۵۱ ب.ظ | Reply
سلام سیاوش جان
من هنوز هم منتظر عکس های این برنامه هستم…
خودت گفتی برام می فرستیشون
۱۳۸۷/۱۰/۲۴ - ۱۱:۴۵ ق.ظ | Reply
سلامم را تو پاسخگوی، مسیحای من ای ترسای پیر پیرهن چرکین دمت گرمو سرت مستانه خوشبادا، چه میگویی سحر شد بامداد آمد، فریبت میدهد این آسمان، سرخی بعد از سحر، گر نیست حریفا، دوش سرما برده است، این یادگار سیلی خوردهی سرد زمستان است.
هم عکست و هم شعر انتخابیت هر دو آدمو یاد دوستانی میندازه که دلشون شبیه این قندیلها سرد و سفت هستن، شاید این متن تو بهشون کمک کنه که گرم باشن و جواب سلامها رو بدن!
مرسی پسرجان
۱۳۸۷/۱۰/۲۹ - ۶:۳۷ ب.ظ | Reply
سلام سیاوش جان. عکس خوبه اما بنظرم میتونست عناص اضافه مثل دیوار با تغییر زاویه در کادر نباشه. صد البته نظر شما شرطه. موفق باشی.
۱۳۸۷/۱۱/۰۳ - ۱۲:۳۴ ب.ظ | Reply
very nice shot and point of view,good luck.
۱۳۸۷/۱۱/۰۷ - ۱:۳۵ ب.ظ | Reply
زمستون ، تن عریون باغچه چون بیابون……..درختا ، با پاهای برهنه زیر بارون
نمی دونی تو که عاشق نبودی…………………..چه سخته مرگ گل برای گلــدون
گل و گلدون چه شبها ، نشستن بی بهانه ، واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه ، چه تلخه…………………..باید تنها بمونه قلب گلدون
مث من که بی تو …………………..نشستم زیر بارون زمستون
نشستم زیر بارون زمستون
زمستون ، برای تو قشنگه پشت شیشه……..بهار زمستونها برای تو همیشه
تو مثل من زمستونی نداری…………………..که باشه لحظه چشم انتظاری
گلدون خالی ندیدی ، نشستی زیر بارون ، گلهای کاغذی داری تو گلدون
تو عاشق نبودی…………………..ببینی تلخ روزهای جدایی
چه سخته ، چه سخته…………………..می شینم بی تو با چشمهای گریون
مرحوم افشین مقدم