Siavash AmirAhmadian's Photoblog
Sorry, this entry is only available in فارسی.
دلم می خواست الان توی این عکس بودم رو برگ ها نشسته بودم و آسوده خیال از همه امور روزمره زندگی از حضورم آنجا لذت وافر می بردم
یه کم زردِ عکس کمه!
این عکست منو شدید ، یاد پیک نیک های دوران بچگی میندازه!
یاد نمکآبرود افتادم… یادش به خیر… اولین سفری که با دوستام رفتم… عکس خوبی بود. خیلی
چه درخت عجیبی. به یه تنه اکتفانکرده. این همه تنه؟
۱۳۸۷/۰۸/۱۶ - ۱۱:۱۹ ق.ظ | Reply
دلم می خواست الان توی این عکس بودم
رو برگ ها نشسته بودم
و آسوده خیال از همه امور روزمره زندگی
از حضورم آنجا لذت وافر می بردم
۱۳۸۷/۰۸/۱۶ - ۱۱:۰۸ ب.ظ | Reply
یه کم زردِ عکس کمه!
۱۳۸۷/۰۸/۱۸ - ۱:۴۱ ب.ظ | Reply
این عکست منو شدید ، یاد پیک نیک های دوران بچگی میندازه!
۱۳۸۷/۰۸/۲۵ - ۱۱:۲۴ ق.ظ | Reply
یاد نمکآبرود افتادم…
یادش به خیر… اولین سفری که با دوستام رفتم…
عکس خوبی بود. خیلی
۱۳۸۷/۰۸/۲۵ - ۱۰:۵۸ ب.ظ | Reply
چه درخت عجیبی.
به یه تنه اکتفانکرده. این همه تنه؟