- model: Canon EOS 30D
- exposureTime: 0.020 s (1/50) (1/50)
- fnumber: f/11.0
- focalLength: 99.00 (99/1)
دیوانه، برهنه می رقصید. با آهنگی که وجود نداشت یا فقط در ذهن خودش نواخته می شد. دستها را بالا می برد و تن را می لرزاند. دختری که در پراید سبز رنگ نشسته بود، صورتش را به سمت دیگر برگرداند. دیوانه ماشین را دور زد و در برابر دختر تن را لرزاند. پیرزنی از پیکان آبی رنگ چادر نخی گلداری را به بیرون پرت کرد و گفت : ” این را بپیچ دورت، معصیت داره ! ” مرد چادر را برداشت. با چادر می رقصید، برهنه. چادر را در هوا تکان می داد و بدن را روی زمین. چادر را روی زمین انداخت.
دختر عصای سفید را به زمین می زد، ممتد و آرام . به چهارراه که رسید ایستاد. پای راست را روی خط کشی عابر گذاشت. موتور سواری با سرعت گذشت. دختر عقب رفت. دیوانه جلو رفت. تن را لرزاند. دستها را تکان داد. دختر آرام ایستاده بود. مرد جلوتر رفت. به عصای دختر دست زد. دختر گفت :“ببخشید، ممکنه کمک کنید که بروم آنطرف.”
مرد چادر را از زمین برداشت. چادر را دور تنش پیچید. دست دختر را گرفت. با هم به سمت دیگر خیابان رفتند.
برگرفته از بلاگ پیاده رو







۱۳۸۷/۱۰/۲۴ - ۳:۴۰ ب.ظ | پاسخ
به نظرم این عکس باید ضدِنور می بود. اینطوری یه چیزی ازش کمه.
۱۳۸۷/۱۰/۲۴ - ۸:۴۵ ب.ظ | پاسخ
عجب جای جالبی رو پیدا کردم
انگار یه خلوت دنجه
یه فتوبلاگ شیک و ساده و صمیمی
شاد و خرم باشید
۱۳۸۷/۱۰/۲۹ - ۴:۰۰ ب.ظ | پاسخ
زیبا بود… فقط حالت صورت سوژه عکس… یه چیز دیگه می گه…
۱۳۸۷/۱۰/۲۹ - ۶:۳۴ ب.ظ | پاسخ
سلام. احوال شما.
عکس خیلی خوبی شده. شاید در نگاه اول دختری را می بینم با فورانی از حس درونی. اما سیمها اینجا هم مزاحمند و کمی مفهوم را تغییر داده اند. شاد و موفق باشی.
۱۳۸۷/۱۰/۳۰ - ۲:۴۸ ق.ظ | پاسخ
سلام بر دوست خوب و استاد عزیزم
به نظرم در کنار تمام کارهای خوب و آموزنده در قشم ,این کار از همه بیشتر خود نمایی میکنه..فوق العاده است..عکسی که بتونه حس سوژه رو به خوبی به بیننده منتقل کنه فوق العادست…واقعا از دیدن این کار لذت میبرم..
۱۳۸۷/۱۱/۱۹ - ۹:۵۲ ب.ظ | پاسخ
خیلی زیباست ولی حضور mp3 player با حالی که بر رقصنده ی داخل متن می ره متناقضه.
اگه درست فهمیده باشم رقصنده ی متن، شوریده ی موسیقی درون خویش است ولی دختر تصویر رقصش محرک بیرونی داره.