• مقالات ۱۳۸۷/۱۲/۱۷ بدون دیدگاه

    سفارت اوکراین در ایران با ارسال نامه ای به سایت خبرآنلاین نسبت به درج یادداشتی از آقای دکتر بهرام امیراحمدیان در تاریخ هشتم بهمن ماه ۱۳۸۷ با عنوان “روسیه، گاز و بازی‌های اوکراین“، واکنش نشان داده است که حسب اخلاق حرفه ای و قانون مطبوعات متن کامل این اعتراض منتشر می شود و پاسخ خبرآنلاین نیز در پی می آید.

    جناب آقای حسین انتظامی

    رئیس  شورای راهبری آژانس  اطلاع رسانی «خبر آنلاین»

    ضمن عرض احترام ، به استحضار می رسانم که در تاریخ  سه شنبه ۸  بهمن ۱۳۸۷ ،  ساعت ۱۰:۴۷ در سایت آژانس اطلاع رسانی  «خبرآنلاین» در بخش اخبار بین الملل ، مقاله آقای بهرام امیر احمدیان با عنوان « روسیه ،‌گاز و بازیهای  اوکراین » منتشر شد که حاوی اظهاراتی است که در ارزیابی روزنامه نگارانه از فعالیت رئیس دولت بیگانه جایز نمی باشد . منظور اظهاراتی که خطاب به رئیس جمهور  اوکرایین ، ویکتور یوشنکو ادا شده است و سفارت  ، آنها را جانبدارانه و خلاف واقع می داند و آنها را باعث وارد آمدن لطمه به شهرت و آبروی  رئیس دولت اوکرایین می شمارد. .
    اظهار می دارم که استفاده از  ارزیابیها و واژگانی که در مقاله یاد شده به کار رفته است ، در ارتباط  با بالاترین مقام اجرایی اوکرایین ،‌ جایز  نیست .

    به آگاهی جناب عالی می رسانم که در عرصه اطلاع رسانی اوکرایین ، استفاده از اظهارات به کار رفته در مقاله آقای امیر احمدیان ، درباره روسای هیچ دولتی ، از جمله دولت ایران ،‌مجاز نیست زیرا با عرف و آداب  روزنامه نگاری و اخلاق اجتماعی همخوانی ندارد و از این رو قاطعانه از سوی روزنامه نگاران و افکار عمومی جامعه محکوم می شود .

    در همین رابطه خواهشمند است اقدامات زیر به منظور  اصلاح وضعیت حاضر به  عمل آید :

    • مقاله آقای امیر احمدیان با عنوان «روسیه ،‌گاز و بازیهای اوکراین» از سایت آژانس اطلاع رسانی «خبرآنلاین» حذف شود .
    • اصلاحیه مقتضی حاوی عذرخواهی از جانب نویسنده مقاله و آژانس اطلاع رسانی «خبرآنلاین »منتشر شود .

    رونوشت این نامه به همراه درخواست برای  انجام اقدامات لازم برای وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز ارسال شود .

    فرصت را مغتنم شمرده ، احترامات فائقه خود را تجدید می نمایم .

    سفیر اوکرایین در ایران

    پاسخ خبرآنلاین:

    در این خصوص، با بیان اینکه در نامه ارسالی سفارت اوکراین به دفتر سایت خبرآنلاین، نوعی سوء برداشت و نبود شناخت کافی از سازو کار رسانه ای در ایران به چشم می خورد ، توضیحات زیر ضروری است.

    ۱- سفارت کشور اوکراین، خوب است به این نکته توجه داشته باشد که سایت خبر آنلاین، یک رسانه کاملا مستقل و خصوصی است و از همین رو در بیان نظرات و دیدگاه های خود کاملا آزاد و صاحب اختیار است.

    ۲- کارشناسان، خبرنگاران و تحلیلگرانی که برای سایت خبرآنلاین مطلب می نویسند، دقیقا با علم به استقلال رای و عدم وابستگی این سایت، به راحتی و به دور از ترس و واهمه، آنچه می اندیشند را به رشته تحریر در می آورند. از همین رو سایت خبر آنلاین خود را موظف به پاسداشت قلم و اندیشه کارشناسان و متخصصان می داند و هیچگاه در صدد سانسور یا پالایش مطالب آنها که برگرفته از تفکر آنها است بر نیامده و نمی آید.

    ۳- امروزه در عصر ارتباطات زندگی می کنیم و سفارت محترم اوکراین لازم است بداند که عملکرد همه کشورها، دولت ها و سازمان های بین المللی در محک نقد اندیشمندان و صاحب نظران قرار می گیرد و هر متفکری می تواند جهان پیرامون خود را برا اساس زاویه دید خود به نقد و بررسی و تحلیل بنشیند. هیچ کشور، دولت یا سازمانی نیز نمی تواند با اعمال تهدید، تحریک یا روش های دیگر، آنها را از ابراز نظر یا عقیده باز دارد. گرچه بدیهی است، در این میان باید اصل حفظ احترام متقابل، نقد منصفانه و به دور از تعصب و کوته بینی و تحریک احساسات و عقاید دیگران لحاظ شود که البته ما بر این باوریم که در یادداشت دکتر بهرام امیر احمدیان کارشناس محترم مسائل روسیه، اوکراین و قفقاز این اصل به خوبی لحاظ شده و هیچ توهینی به هیچ یک از مقامات اوکراین صورت نگرفته است که نیازمند عذر خواهی یا برآشفتگی سفارت اوکراین در ایران شود.

    ۴- بار دیگر تکرار می شود  که سایت خبرآنلاین، در بیان نظرات و دیدگاه های خود کاملا آزاد است و این حق را برای خود محفوظ می داند که مانند عمده رسانه های آزاد دنیا مسائل را با نگاه خود تحلیل کند و این رویه در خصوص همه کشورها جاری و ساری است.

    ۵- با این همه در راستای نشان دادن حسن نیت خود به سفارت اوکراین و به امید گسترش روابط  دوستانه این رسانه مستقل با این سفارت ، یادداشت تازه ای از آقای دکتر بهرام امیراحمدیان، که در آن توضیحاتی نیز در خصوص یادداشت پیشین ارائه داده اند، منتشر می کنیم. امید است هرگونه سوء تعبیر و سوء تفاهمی که در این راه پدید آمده برطرف شود.

    جایگاه ژئوپلیتیکی اوکراین در عرصه مبادلات انرژی اروپا

    دکتر بهرام امیراحمدیان

    توضیح: در یادداشتی که در مورخه ۸ بهمن ماه سال جاری در سایت خبرآنلاین منتشر شده بود، نویسنده هیچ نوع قصد بی احترامی به دولمتردان و ملت دوست اوکراین نداشته بلکه هدف، اظهار تاسف نویسنده و دلسوزی وی و ارائه دیدگاه هایی بوده است مبنی بر اینکه اوکراین با وجود استعدادهای بسیار برای تبدیل شدن به قدرتی منطقه ای، نتوانسته است از پتانسیل های همه جانبه خود استفاده کند و دچار بحران سیاسی و اقتصادی شده که این کشور را از رسیدن به جایگاه واقعی خود دور کرده است. در مقاله زیر علل این نابسامانی ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.

    ***

    اوکراین سرزمینی حایل بین روسیه و اروپاست و این موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی از سویی موجب قدرت و در صورت مدیریت نادرست به عنوان عاملی تنش زا محسوب می شود. اوکراین حایلی برای روسیه در مبادلات با اروپا و جهان خارج از مرزهای غربی به قاره اروپاست و هیچ کشوری به اندازه اوکراین از این موقعیت چهارراهی برای روسیه برخوردار نیست. نه لهستان و نه بلاروس نمی توانند نقش اوکراین را برای روسیه داشته باشند.

    موقعیت اوکراین و قرابت تاریخی و فرهنگی آن با روسیه بی همتاست. گفته می شود مسکو قلب روسیه، سنت پترزبورگ مغز روسیه است، ولی اوکراین مادر روسیه است. سرزمین های حاصلخیز اوکراین همچون مادری ملت روس را تغذیه کرده است. بنادر دریای سیاه اوکراین به منزله جایگاهی مهم و استراتژیک برای ناوگان دریایی روسیه است. مادام که روسیه نیاز به ناوگان دریایی دریای سیاه داشته باشد، اوکراین برای روسیه از اهمیتی استراتژیک برخوردار است. از سوی دیگر تا زمانی که لوله های صادرات انرژی روسیه از اوکراین می گذرد اوکراین از جهت اقتصادی برای روسیه از یک طرف و برای کشورهای وارد کننده انرژی از روسیه از طریق اوکراین، از طرف دیگر، دارای اهمیت است.

    این تعاملات و این موقعیت ژئوپلیتیکی اوکراین را به قدرتی تاثیر گذار در عرصه های یاد شده تبدیل کرده است. از آغاز سال های انقلاب نارنجی در ۲۰۰۵ به بعد اوکراین نتوانسته است از موقعیت ژئوپلیتیکی خود بهره برداری کند و به منطقه برخورد تبدیل شده است. موقعیت مهم و استراتژیک اوکراین در حال تبدیل شدن به موقعیتی تنش زا با انتروپی منفی بسیار بالاست. این نوع مدیریت استراتژیک سبب فاصله گرفتن اوکراین از موقعیت ژئوپلیتیک آن است. در این فضای متصلب که نیروهای سیرکولیشین و نیروهای آیکونوگرافیک را رو در روی یکدیگر قرار داده، انتروپی اوکراین را بالا برده و در نهایت به انسداد بیشتر جایگاه اوکراین در اروپا منتهی شده است.

    اوکراین بجای ورود به عرصه های نظامی - استراتژیک ساختارهای یوروآتلانتیکی، می توانست در ساختارهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی این ساختارها ادغام شده و انتروپی مثبت خود را افزایش دهد که در آن صورت با تکیه بر سابقه بسیار ارزشمند صنعتی و فنی خود به سرپل ارتباطی و انتقالی تکنولوژی غربی و ترجمه آن برای ساختارهای کشورهای CIS و مهمتر از همه روسیه باشد، که سخت بدان نیازمند است. اما در شرایط موجود صف آرایی نیروها در داخل از یک سو و حساسیت های روسیه به مرزهای غربی خود با اوکراین از سوی دیگر موجب پدید آمدن فضایی وهم آلود و توام با عدم اطمینان شده است.

    اوکراین توانایی آن را دارد که در اروپای شرقی به قدرتی تاثیر گذار تبدیل شود، اما شرط اصلی در پیروز شدن در سیاست خارجی، انتخاب یک بازی برد- برد است که باید از بطن سیاست داخلی موفق بیرون آید که در شرایط کنونی اوکراین بدان دست نیافته است. مادامی که درگیری بین نیروهای داخلی در جریان است، سیاست داخلی موفقی تدوین نخواهد شد که پایه ای برای سیاست خارجی موفق باشد. اگر اوکراین حساسیت روسیه در پیوستن این کشور به ناتو را بخوبی درک کند می تواند در کنار تعامل با روسیه به هاب انرژی روسیه در اروپا تبدیل شود. نقشی که ترکیه در حال کسب آن است، در حالی که موقعیت اوکراین از نظر جغرافیایی و ژئوپلیتیکی در مراتبی بسیار بالاتر از ترکیه است و وجهه اوکراین به عنوان کشوری با سابقه تمدنی، فرهنگی، علمی، فنی برای بسیاری از کشورهای اروپایی شناخته شده است.

    مخالفت کشورهای دوست اوکراین در اروپا برای پیوستن اوکراین به ناتو امتیازی برای مسکو و هشداری برای اوکراین بود. اوکراین باید از تجربه کشورهای عضو ناتو آموخته باشد که پیوستن به ناتو شرط موفقیت در صحنه اروپا و جهان نیست. ناکارایی ناتو در حل مساله اختلافات مرزی یونان و ترکیه و عدم موفقیت ناتو در صحنه امنیتی افغانستان نشان دهنده عدم کارایی این سازمان در ایجاد بسترهای مناسب برای توسعه است.

    اوکراین با برخورداری از مواهب طبیعی و در صورت ایجاد فضایی امن در داخل و بهره گیری از وحدت بین نیروهای شرقی و غربی خود، استعداد تبدیل شدن به قدرتی تاثیر گذار در اروپا و جهان را داراست، اما چرا اوکراین در بحران سیاسی و اقتصادی گرفتار است، سوالی است که سیاستمداران آن باید پاسخ دهند. هنگامی که در اثر اعمال سیاست های داخلی و خارجی نامناسب جریان گاز از روسیه به اروپا قطع می شود، مصرف کنندگان گاز وارداتی روسیه در اروپا به ویژه جمعیت های آسیب پذیر کودکان و خردسالان، بدون شک این مشکلات را متوجه اوکراین خواهند کرد و این موضوع سبب افت مقام و جایگاه اوکراین در اروپا و جهان خواهد شد، هر چند مقصر اصلی روسیه باشد.

    زمانی رهبران انقلاب نارنجی به الگویی برای تغییرات در کشورهای بازمانده از اتحاد شوروی و اروپای شرقی تبدیل شده بودند، اما اکنون عصر کاریزمایی آنان هم در داخل و هم در خارج سرآمده است. انقلاب های رنگین در اوکراین خاتمه یافت، زیرا نه تنها سبب وحدت و اعتماد سازی بین نیروها نشد، بلکه خود سبب انقطاع و جدایی آن ها شد.

    اما اوکراین با تکیه بر آنچه گفته شد و با بهره گیری از مردمی هوشمند و مهمان نواز و جغرافیا و چشم اندازهای فرهنگی بسیار متنوع، توانایی تبدیل شدن به قدرتی برتر در منطقه خود را دارد. شبه جزیره کریمه و تاتارهای مسلمان آن با شیوه های زندگی خود می توانند گردشگرانی بسیار از جهان اسلام را به خود جذب کنند. در بین همه ملل جهان، یالتا نامی شناخته شده است. اودسا و بندر سواستوپل از شهرتی جهانی برخوردارند. در کنار زیر بناهای ارزشمند صنعتی، فنی، علمی، مردمی خردمند و هوشیار و جغرافیایی با چشم اندازهای زیبا در شرق و غرب و رودخانه پرآب و زیبای دنیپر استعدادهای بسیاری نهفته است که می تواند بکار گرفته شوند، مواردی که در شرایط کنونی کمتر بدان پرداخته شده است.

    تاریخ درج خبر:چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۹:۵۶:۳۲
  • برای چندمین سال پیاپی روسیه و اوکراین وارد بازی فرسایشی قطع صدور گاز به اروپا در ماه آغازین سال شدند که در نهایت هر دو با وجود مخالفت با یکدیگر به اروپا گوشزد کردند که از جایگاه مهمی در معادلات انرژی برخوردار هستند و باید جدی گرفته شوند؛ اوکراین به عنوان کشور حایل و ترانزیت و روسیه به عنوان تامین کننده انرژی. اما از جهاتی دیگر اوکراین از دو سو سود می برد؛ از سوی اروپا برای پیوستن به اتحادیه اروپا، می خواهد با بهره گیری از موقعیت ژئوپلیتیکی خود از اروپا باج بگیرد و از سوی روسیه برای نپیوستن به ناتو. این بازی ها که تهدیدات امنیتی روسیه را متاثر می سازد، پاشنه آشیل روسیه است و به روسیه هشدار می دهد که در شرایط کنونی نباید اوکراین را نادیده گرفت، تا زمانی که خط لوله شمالی و جنوبی به بهره برداری برسد.

    بازی های اوکراین و روسیه اروپا را به این جمع بندی می رساند که بدون وجود آن ها اروپا چیزی کم دارد. هم روسیه و هم اوکراین از دیدگاه های متفاوت مکمل اروپا هستند. روسیه کشوری مهم است که در صورت فروپاشی می تواند اروپا را بشدت تحت تاثیر قرار داده و با مهاجرت ها، ناامنی و بیکاری در جامعه اروپا را افزایش دهد. بنابراین اروپا خواستار روسیه ای باثبات از نظر اقتصادی و سیاسی است. روسیه به اروپا انرژی می دهد و از طرفی بازاری مناسب برای محصولات اروپایی است.

    اوکراین با ترانزیت گاز روسیه به اروپا اهرمی برای ترساندن روسیه از سوی اروپا و آمریکاست. رئیس جمهور اوکراین بخوبی می داند که چون عروسک خیمه شب بازی غرب است که عروسک گردانان آن در مقر اتحادیه اروپایی و ناتو نشسته اند. به همین سبب مردم و نمایندگان آنان در رادا، نمی خواهند در این بازی شرکت جویند و راه توسعه خود را در اتحاد مردم روس تبار و اوکراینی کشور و اتکا به پیشینه بسیار قدرتمند صنعت و کشاورزی ملی جستجو می کنند و با رئیس جمهور غرب گرایی که بازیچه ای برای غرب شده است، در تضاد قرار می گیرند. به همین سبب اوکراین تا حد یک کشور ورشکسته پیش رفته است، در حالی که توان بالقوه ای برای تبدیل شدن به قدرتی تاثیر گذار در اروپا را داراست.

    اکنون که آمریکا با روسیه درگیر مسائل موشکی و استراتژیک است، اروپا به روسیه نزدیکتر شده و نمود آن را می توان در درگیری گرجستان و روسیه بر سر مساله اوستیای جنوبی دید. اروپا نتوانست روسیه را به جهت تنبیه شدید گرجستان تحریم کند و مساله را به نوعی حل کرد که روسیه و جدایی طلبان اوستیا خشنود شدند. اکنون نوبت اوکراین بود که در نهایت تحت فشار اروپا به خواسته های روسیه گردن نهاده است.

    با روی کار آمدن اوباما در آمریکا، روسیه و اوکراین هر کدام خواسته ها و آمال خود را در او جستجو می کنند. روسیه و در وهله اول پوتین، این گونه می پندارند که اوباما با شرایط بحران مالی از استقرار سپر دفاع موشکی و گسترش ناتو به شرق و در نهایت عضویت اوکراین و گرجستان در ناتو منصرف و معطوف مسائل داخلی و بحران اقتصادی آمریکا خواهد شد. اوکراین نیز به امید تشدید تنش در روابط آمریکا و روسیه روزشماری می کند تا از این فرصت بهره گیرد و روسیه را در تنگنا قرار دهد. اکنون اروپا از فرصت پیش آمده در فضای مناسب جدید، به هر نحو بهره برده و زمستان سرد خود را چند روزی است که گرمتر کرده است و تا زمستانی دیگر و بازی ای دیگر در انتظار خواهد نشست.

    بهره برداری از خط لوله شمال و جنوب، قدرت روسیه را در اروپا گسترده تر خواهد کرد و روسیه همچنان با صدور گاز از منابع بی کرانی که تا ۳۶ درصد کل ذخایر گاز جهان است بهره خواهد برد و در راستای تبدیل شدن به قدرتی تاثیر گذار در عرصه بین الملل گام بر خواهد داشت. دیگر دارندگان ذخایر قابل توجه هم چون ایران تاثیر چندانی در بازار جهانی گاز نخواهند داشت، چرا که در دهه های آینده قابلیت رقابت با روسیه را ندارند. خط لوله ناباکو نیز که اروپایی ها بر آن پافشاری دارند از نظر عملی امکان پذیر نیست مگر آنکه بازیگران این عرصه در دیدگاه های خود تجدید نظر کنند و امکان سرمایه گذاری در میادین گازی ایران را بوجود آورند که در گام نخست مستلزم تغییر سیاست های آمریکا در برابر ایران است.

    زمان انتشار:سه شنبه ۸ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۷:۴۱- خبر آنلاین
  • مقالات ۱۳۸۷/۰۷/۰۱ بدون دیدگاه

    کمربندی به نام قفقاز

    منطقه حائل بین غرب و روسیه- بخش اول

    دکتر بهرام امیراحمدیان

    روزنامه اعتماد ۱۶ شهریور ۱۳۸۷

    http://www.etemaad.com/Released/87-06-16/93.htm

    رویارویی روسیه با غرب، سرانجام به نقطه اوج خود رسید و روسیه این بار با عملیات نظامی پاسخ داد، موردی که در معادلات استراتژیکی غرب به آن نیندیشیده بودند. از این روی عملیات نظامی روسیه همچون رویداد اول سپتامبر موجب شگفتی غرب و به ویژه ایالات متحده شد. از آن روی این پدیده به واقعه ۱۱ سپتامبر تشبیه می شود که در محاسبات امریکایی ها و اسرائیلی هایی که در پشت محافل افراطی غربگرا و جنگ طلبان گرجستان قرار داشتند، جایی نداشت. آنها می پنداشتند دوره مدودوف دوره یی آرام از نظر نظامی و استراتژیک است و هنگام عملیات برق آسای نظامی و اعاده حاکمیت دوباره گرجستان بر مناطقی است که از پیش از کسب استقلال از شوروی از گرجستان جدا شده بودند. شانس ادوارد شواردنادزه رئیس جمهوری قبلی گرجستان برای اعاده حاکمیت بر مناطق جدایی طلب بیش از رئیس جمهور کنونی بود که در اثر انقلاب به اصطلاح رنگین (یا مخملی یا انقلاب رز) در سال ۲۰۰۳ به روی کار آمد. شواردنادزه می توانست در همان سال های نخستین استقلال با معامله با روسیه و برقراری مناسبات نزدیک تر با آن، تمامیت ارضی خود را به دست آورد، اما غربگرایانی که به سرعت به سوی غرب در حرکت بودند و ایده ها و آمال های خود را در پیوستنن به غرب جست وجو می کردند، این شانس را از شواردنادزه گرفتند و شواردنادزه موقعی به این اشتباه استراتژیک خود پی برد که عمر حکومتش به سر آمده بود و نیروهای غربگرا با کمک ساختارها و کمک های مالی او را سرنگون کردند. ساکاشویلی جوان در آغاز تندروی کرد ولی ره به جایی نبرد و تنها با یک گرایش به سوی همکاری با مسکو موفق شد جمهوری خودمختار آجاریا را که عملاً از گرجستان جدا شده و از سوی دولتمردی بانفوذ به نام آصلان آباشیدزه اداره می شد، در همان سال اول حکومت خود بدون جنگ و خونریزی به حاکمیت دوباره گرجستان درآورد. ساکاشویلی رویای گرجستان واحد را داشت که همچون سده ۱۲ میلادی بتواند گرجستان را به سال های اوج و شکوفایی خود نزدیک کند. اما این رویا عملی نشد و در معادله نزدیکی گرجستان به غرب، منافع روسیه به مخاطره می افتاد؛ موردی که در محاسبات استراتژیک گرجستان کمتر بدان توجه می شد. برآورد نادرست استراتژیک گرجی ها، روس ها را به مرز رویارویی نظامی نزدیک کرد.نگرش روسیه به قفقاز در جهت حفظ و حراست از مرزهای جنوبی خود با گرجستان و تامین امنیت ملی خویش است و نگرش و گرایش غرب به قفقاز و دوستی و نزدیکی به منطقه قفقاز کسب منافع بیشتر، حذف روسیه، تجزیه مناطق و جمهوری های پیرامون به ویژه قفقاز شمالی و در نهایت تجزیه روسیه است. اگر گرجی ها این معادله را می دانستند (که بعید به نظر می رسد ندانند)، یا باید از نظر نظامی و استراتژیک و اقتصادی و از دیگر جنبه ها بر روسیه تفوق داشته باشند(که ندارند) یا باید از سوی حامیان غربی خود تجهیز می شدند و توان خویش را افزایش می دادند.

    اما باید دانست روسیه یک قدرت اتمی با زرادخانه یی جهنمی است که می تواند در صورت ضرورت چندین بار عرصه جهان را به تلاطم درآورد. از طرفی روسیه به اندازه کافی از سوی غرب تحقیر شده و علاقه مند بود توان نظامی خود را به نوعی به غرب نشان دهد، به ویژه در منطقه منافع حیاتی خود در قفقاز. این مورد نیازمند بهانه یی بود تا اینکه برخی محافل جنگ طلب در دولت ساکاشویلی این بهانه را با دل بستن به حمایت غرب و ناتو به روسیه دادند و با حمله به صلح بانان روسی و کشتن آنان شهر تسخینوالی مرکز اوستیای جنوبی را در یک عملیات نظامی برق آسا البته بدون لجستیک کافی تسخیر کنند. این درست زمانی اتفاق افتاد که مردم جهان مشغول تماشای برنامه افتتاحیه المپیک ۲۰۰۸ پکن بودند، روز خوش یمن و به قول ستاره شناسان روز سعد ۸/۸/۲۰۰۸. اما همان گونه که گفته می شود، فرماندهان روس منتظر بودند اتفاقی بیفتد و مهم نبود جنگ از کدام طرف آغاز شود و چه کسانی کشته شوند، بلکه از نظر تاکتیکی مهم این بود که حمله یی صورت گیرد و بهانه به دست روس ها بیفتد.

    فردای آن روز گرجستان ناگزیر شد با پذیرش شکست بلافاصله از تسخینوالی عقب نشینی کند. روس ها برای جلوگیری از پیشروی دوباره گرجی ها آنها را به خارج از منطقه عقب رانده علاوه بر تسخیر شهر، به سوی شهر گوری (زادگاه استالین) در جنوب شرقی تسخینوالی و در غرب تفلیس پیشروی کرده و آن شهر را نیز تسخیر کنند. حتی روس ها نقاطی استراتژیک از جمله کارخانه مونتاژ هواپیمای جنگنده سوخو در تفلیس را بمباران کردند و حدود ۶۵ تانک و ۴۵ جیپ امریکایی ها را به غنیمت گرفته و انبار مهمات را آتش زدند. روس ها ادعا کردند که در داخل جیپ های هامر ادوات جاسوسی نصب شده است.

    ادوارد شواردنادزه رئیس جمهور سابق گرجستان درباره جنگ گرجستان با روسیه در پاسخ به سوال خبرنگاری که از او پرسیده بود آیا شما از این جنگ غافلگیر شدید؟ پاسخ داده بود این جنگ نه تنها برای من، بلکه برای همه غافلگیر کننده بود. این جنگ از آن جهت که هیچ کس انتظار آغاز ناگهانی آن را نداشت و ممکن بود آتش آن تمام منطقه را فراگیرد غیرمنتظره بود.

    همچنین او در پاسخ به سوال خبرنگاری که پرسیده بود شما تصمیم ساکاشویلی در اعزام نیروی نظامی به اوستیای جنوبی را چگونه ارزیابی می کنید؟ پاسخ داده بود من از این تصمیم اطلاع نداشتم و طرف مشورت قرار نگرفتم. اما اگر مورد مشورت قرار می گرفتم هرگز با این اقدام موافقت نمی کردم و هم اکنون نیز فکر می کنم این تصمیم، اشتباه بزرگ ساکاشویلی بود. ما اکنون نتایج ناگوار این اقدام را می بینیم. هزاران کشته، زخمی و آواره نتیجه این اقدام بود.

    برای درک واقعیت های جنگ قفقاز لازم است اهمیت منطقه قفقاز روشن شود. معمولاً هنگامی که سخنی از قفقاز به میان می آید، برخی ها درک فضایی درستی از آن ندارند، به همین جهت در تحلیل هایشان دچار اشتباه می شوند. قفقاز منطقه یی است بسیار حساس و استراتژیک و برخلاف گفته برخی پژوهشگران، از نظر تاریخی هیچ گاه به صورت سیستمی واحد و یکپارچه عمل نکرده است (به استثنای دوره روسیه تزاری در قرون نوزده و اوایل قرن بیستم و مهم تر از همه در دوره حکوت شوروی). بنابراین اطلاق منطقه به قفقاز اشتباه است زیرا به جز کوهستان قفقاز که شامل رشته کوه های قفقاز بزرگ است، هیچ گونه وحدت سرزمینی، جغرافیایی، زبانی، مذهبی و حتی قومی در آن وجود ندارد. در قفقاز جنوبی در سه جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان هیچ عامل وحدت بخشی وجود ندارد. آذری ها مسلمان هستند، ارامنه مسیحی گریگوری و گرجی ها مسیحی ارتدوکس. این سه جمهوری از نظر زبان و الفبا هیچ گونه شباهتی با هم ندارند. در قفقاز شمالی وضع بسیار پیچیده است. در اینجا تنها وحدت منطقه یی زبان روسی است و شهروندی روسیه.

     

     

  • مقالات ۱۳۸۷/۰۶/۲۳ بدون دیدگاه

    ریشه ها و چشم انداز درگیرى گرجستان و روسیه

    روزنامه ایران ۲/۶/۱۳۸۷

    [ دکتر بهرام امیراحمدیان ]

    پیشینه درگیرى ها:
    گرجستان که در روزهاى اخیر صحنه درگیرى هاى خونینى با روسیه شده است، یکى از جمهورى هاى بازمانده از اتحاد شوروى است، با تمدن و فرهنگى کهن و غنى واقع در مرکز و غرب قفقاز جنوبى. بخش غربى این جمهورى در سواحل شرقى دریاى سیاه قرار دارد و سراسر مرزهاى شمالى آن منطبق بر خط الرأس رشته کوه هاى سر به فلک کشیده قفقاز بزرگ است که منطقه بسیار حساس و استراتژیک قفقاز شمالى با جمهورى هاى داغستان، چچن، اینگوش، اوستیاى شمالى، کاباردا - بالکار، قره چاى - چرکس و آدیغه در ترکیب فدراسیون روسیه به ترتیب از شرق به غرب و از سواحل غربى دریاى خزر تا سواحل شرقى آن جاى گرفته اند. نا آرام ترین منطقه قفقاز، چچن در آن سوى مرزهاى گرجستان قرار دارد و «دره پانکیسى» که محل تجمع مبارزان چچنى براى دریافت کمکهاى خارجى از سوى جنوب است، در مرکز این مرز طولانى روسیه با گرجستان و آذربایجان قرار دارد. یکى از علل خصومت روس ها با گرجى ها همین مورد است.
    اوستیاى جنوبى، مرکز درگیرى هاى اخیر گرجستان با روسیه، منطقه اى است با اکثریت جمعیت اوستى(از تبار اقوام ایرانى آلانها)
    اوستیاى جنوبى در دوره شوروى به جهت ترکیب جمعیتى خود به صورت استانى (اوبلاست) خودمختار در ترکیب جمهورى شوروى سوسیالیستى گرجستان قرار داشت. در گرجستان دو منطقه خودمختار نیز به نام «جمهورى خودمختار آبخازیا» در شمال غربى گرجستان و دیگرى به نام «جمهورى خودمختار آجاریا»(عمدتاً مسلمان) در جنوب غربى گرجستان و هر دو در ساحل دریاى سیاه قرار دارند. در سال ۱۹۸۸ با تشکیل و تأسیس «جبهه خلق اوستیاى جنوبى» اوستها خواستار خودمختارى از گرجستان شدند. در سال ۱۹۹۰ گرجستان خودمختارى اوستیاى جنوبى را لغو و در این منطقه حالت اضطرارى اعلام کرد. پس از فروپاشى اتحاد شوروى و اعلام استقلال گرجستان، هر سه منطقه خودمختار از تسلط دولت مرکزى خارج و در آنها جنبش هاى جدایى طلبى به درجات متفاوت ظهور کرد که به جز جمهورى خودمختار آجاریا، دو منطقه خودمختار دیگر با دولت مرکزى گرجستان وارد نبردى سهمگین شدند که در نهایت دولت مرکزى ناتوان تفلیس به علت نداشتن ساز و برگ کافى متحمل تلفاتى سنگین شد و این مناطق را از دست داد. صدها هزار گرجى ساکن در آبخازیا و اوستیاى جنوبى به مرکز کشور هجوم آورده و در هتلها و اماکن عمومى ساکن شدند که در نهایت سبب ناتوانى هر چه بیشتر دولت گرجستان شدند.
    در هر دو منطقه سرانجام نیروهاى حافظ صلح که بر اساس موافقتنامه سوچى به امضاى طرفین درگیر رسیده بود آتش بس برقرار کردند. این موافقتنامه بین روسیه، گرجستان و اوستیاى شمالى و نمایندگانى از اوستیاى جنوبى و با نظارت سازمان امنیت و همکارى در اروپا امضا شد و رهبرى و فرماندهى سربازان پاسدار صلح به نظامیان روسیه واگذار گردید.
    روسیه از دوره جنگ سرد پایگاه هایى نظامى در گرجستان در مناطق آخال تسیخه در جنوب، وازیانى در تفلیس در مرکز گرجستان، گودائوتا در جمهورى خودمختار آبخازیا و بندر باتومى در جمهورى خودمختار آجاریا، براى محافظت از قلمرو شوروى و اروپاى شرقى هم پیمان خود در برابر پیمان ناتو (بویژه ترکیه عضو ناتو در جنوب گرجستان) در اختیار داشت. پس از فروپاشى شوروى تخلیه این پایگاه ها مورد مناقشه دولت گرجستان و نیروهاى ملى گرجى با روسیه بود، اما در دوره شوارد نادزه به جهت نیاز گرجستان به تعامل با روسیه و اقتصاد ورشکسته کشور، این تقاضا عملى نشد و گرجستان ناگزیر به اجاره دادن این پایگاه ها به روسیه و کسب درآمدهاى ارزى گردید.
    با گذشت یک دهه از استقلال گرجستان، نیروهاى ملى فشار خود را به روسیه براى تخلیه پایگاه ها بیشتر کردند و سازمان امنیت و همکارى در اروپا و ناتو و اتحادیه اروپا فشار خود به روسیه را براى تخلیه این پایگاه ها بیشتر کردند بویژه آن که با فروپاشى شوروى، استقلال گرجستان و انحلال پیمان ورشو ادامه کار این پایگاه ها، نوعى نقض حاکمیت گرجستان بود. با روى کار آمدن میخاییل ساکاشویلى بر اثر انقلاب رز که به برکنارى و استعفاى شواردنادزه از قدرت در سال
    ۲۰۰۳ منجر شد، دولت گرجستان خواستار تخلیه هر چه سریع و ترک نیروهاى نظامى روسى از گرجستان شد. اما روسیه همچنان این پایگاه ها را در اختیار و اجاره خود داشت که در نهایت از سال هاى ۲۰۰۶ در نتیجه فشارهاى بین المللى، ناتو و اتحادیه اروپا و امریکا، تخلیه آنها را آغاز کرد. با این وجود روسیه از گرجستان مصرانه درخواست کرده بود که این پایگاه ها نباید به دولت ثالث واگذار گردد.
    مورد دوم اختلاف دو کشور ترکیب نیروهاى حافظ صلح مستقر در آبخازیا و اوستیاى جنوبى بود که اکثریت سربازان و فرماندهاى نظامى آن روس بودند. دولت گرجستان روسیه را متهم به تقویت نظامى و اقتصادى جدایى طلبان مناطق تجزیه طلب از طریق استقرار سربازان حافظ صلح روسى مى کرد و از مجامع بین المللى درخواست مى کرد که بر تسلط روسیه بر سربازان و فرماندهان حافظ صلح پایان داده شود.
    با روى کار آمدن ساکاشویلى که هوادار غرب بوده و در انقلاب رز در سال ،
    ۲۰۰۳ غربى ها بویژه امریکایى ها از او حمایت مى کردند، دامنه اختلاف دو کشور توسعه یافت. هر چند ساکاشویلى موفق شد با کمک روس ها «اصلان آباشیدزه» رئیس جمهور خودمختار آجاریا را که از آغاز استقلال گرجستان از دولت مرکزى تبعیت نمى کرد برکنار کند. آباشیدزه این منطقه را تحت حاکمیت دولت مرکزى در آورد. با این وجود، ساکاشویلى مایل بود به وعده هاى انقلابى و انتخاباتى خود که تثبیت تمامیت ارضى گرجستان و بازگرداندن اوستیاى جنوبى و آبخازیا به آغوش گرجستان بود، جامه عمل بپوشاند. ولى به سبب عدم موفقیت در این کارها، رئیس جمهور جوان به درگیرى هاى لفظى و سپس دیپلماتیک با روسیه ادامه داد تا جایى که در سال ۲۰۰۶ دیپلمات هاى روسى را به اتهام جاسوسى دستگیر کرد که سبب قطع مناسبات و روابط دو کشور شد. روسیه مرزهاى خود را به روى گرجستان بست، جریان گاز ارسالى به گرجستان قطع شد و شهروندان گرجى ساکن در روسیه را دستگیر و از روسیه اخراج کردند.
    با توجه به آن که تعداد زیادى از شهروندان گرجى در روسیه ساکن بوده و در آنجا کار مى کنند و درآمدهاى حاصل از کار خود را براى خانواده هاى خود در گرجستان ارسال مى کنند، این عمل روسیه ضربه سختى به اقتصاد ضعیف گرجستان وارد کرد. از طرفى محصولات گرجى بازار خوبى در روسیه دارد که با تنش بین دو کشور، گرجى ها نیروى کار و بازار خود را در روسیه از دست دادند. با فشار مردم گرجستان و روسیه و افکار عمومى جهان، رئیس جمهور گرجستان ناگزیر به تحویل دیپلمات هاى روسى به کشور ثالث شد و روابط به حالت عادى بازگشت.
    بروز انقلاب رنگى دیگرى با کمک گرجستان و غرب در اوکراین معروف به انقلاب نارنجى در سال
    ۲۰۰۵ و قرار گرفتن هر دو کشور در جبهه اى علیه روسیه خشم مسکو را برانگیخت. فعال شدن پیمان «گوآم» با فعالیت بیشتر گرجستان و اوکراین علیه روسیه، مسکو را به عکس العمل واداشت. هر چند زمینه هاى بحران از پیش آماده بود.
    اختلاف روسیه با غرب در زمینه توسعه ناتو به سوى مرزهاى غربى و جنوبى روسیه و اعلام داوطلبى گرجستان براى پیوستن به ناتو، اختلاف دو کشور شدت گرفت. با این وجود روسیه توانست با تکیه بر سلاح انرژى در اروپا، وارد کنندگان عمده و بزرگى چون فرانسه و آلمان را به مخالفت با پیوستن گرجستان و اوکراین در اجلاس بهار سال
    ۲۰۰۸ ناتو در بخارست وادارد. در این میان استقرار سپر دفاع موشکى امریکا در اروپا ضربه دیگرى بر مسکو بود که سبب عکس العمل و اعتراض شدید مسکو شد. طورى که روسیه کشورهاى میزبان (چک و لهستان) را تهدید به حمله موشکى کرد. در این میان گرجستان براى میزبانى سامانه هاى دفاع موشکى ابتکار سپر دفاعى اعلام آمادگى کرد.
    اکنون با توجه به آنچه گذشت، مى توان دریافت که اختلاف دو کشور بسیار ریشه دار تر از آن است که به نظر مى رسد. سؤالى که مطرح است این است که آیا گرجستان احتمال شکست در جبهه نظامى را پیش بینى کرده بود آیا این عملیات اخیر ساکاشویلى با فرض پیروزى دنبال شد آیا اشتباه برآورد استراتژیک رئیس جمهور گرجستان سبب بوجود آمدن این حادثه شد و دهها سؤال دیگر مى توان بر این رویداد مترتب دانست.
    در پاسخ به این سؤالها که کلید حل این معماى پیچیده است مى توان یاد آور شد که احتمال مى رود گرجستان براى خروج این وضعیت از بن بست و جلب توجه جامعه جهانى به مسئله تمامیت ارضى و مزاحمت هایى که روسیه در احقاق حاکمیت گرجستان بر مناطق جغرافیایى خود ایجاد کرده است، دست به این خودکشى سیاسى زده است. رئیس جمهور گرجستان در حال از دست دادن محبوبیت و مشروعیت خود در داخل به علت عدم توانایى در حل مشکلاتى است که به ارث برده است و از نظر اقتصادى توانایى آن را ندارد که این مسائل را حل کند. اوکراین اعتراف کرده که محموله هاى تجهیزات نظامى به گرجستان ارسال کرده است. این عمل اوکراین طبیعى به نظر مى رسد که به یک هم پیمان انقلاب رنگى و شریک پیمان گوآم در برابر دشمنى مشترک کمک رساند.
    ادامه دارد

     

    باتلاقى براى بلند پروازان قفقاز

    [ دکتر بهرام امیراحمدیان / بخش دوم و پایانى ]

    روزنامه ایران ۲/۶/۱۳۸۷

    اشاره : اختلاف دو کشور گرجستان و روسیه بسیار ریشه دار تر از آن است که به نظر مى رسد. سؤالى که مطرح است این است که آیا گرجستان احتمال شکست در جبهه نظامى را پیش بینى کرده بود آیا این عملیات اخیر ساکاشویلى با فرض پیروزى دنبال شد یا آن که اشتباه برآورد استراتژیک رئیس جمهور گرجستان سبب بوجود آمدن این حادثه شد و دهها سؤال دیگر مى توان بر این رویداد مترتب دانست. در بخش اول این مقاله پیشینه بحران بررسى شد و بخش دوم آن به تحلیل وضع امروز و آینده مى پردازد.
    آشکار است که پاسخ روسیه به گرجستان بیش از عمل گرجستان و در واقع تنبیهى شدید بوده است. اما این عملیات نشان دهنده خشم فروخفته روسیه طى سال ها رجز خوانى گرجستان علیه روسیه نیز هست. گرجستان به عنوان همسایه اى در جنوب غربى روسیه که مرزهاى شمالى آن تماماً منطبق بر خط الرأس کوه هاى قفقاز و نیز جمهورى هاى قفقاز شمالى در فدراسیون روسیه است، موجب افزایش تنش و تهدید امنیت ملى براى روسیه نیز هست. به همین سبب روسیه بارها به گرجستان هشدار داده است که حق حسن همجوارى و همسایگى را رعایت و از ورود نیروهاى نظامى ناتو و کشورهاى خارج از منطقه به قلمرو خود ممانعت کند، موردى که گرجستان هیچگاه آن را رعایت نکرده و حتى سبب تهدید مستقیم مرزهاى روسیه شده است. مرزهاى شکننده روسیه با گرجستان که مرزهاى جنوبى جمهورى هاى خودمختار قفقاز شمالى است و خود منطقه اى بحرانى است، براى روسیه و امنیت ملى آن از اهمیت استراتژیک برخوردار است. گرجستان به علت شرایط نامناسب اقتصادى توانایى تأمین هزینه هاى نگهدارى از این مرزهاى
    ۹۸۰ کیلومترى صعب العبور کوهستانى (قفقاز بزرگ) را ندارد.
    در این اثنا غرب با استقرار سپر دفاع موشکى در پیرامون مرزهاى غربى روسیه قصد محاصره و دربرگیرى نظامى روسیه را دارد و گرجستان و اوکراین، دو جمهورى سابق اتحاد شوروى در کنار آذربایجان و مولداوى «سازمان همکارى گوآم» را در برابر «
    CIS»(سازمان کشورهاى مستقل مشترک المنافع) و با هدف ایستادگى در برابر روسیه تشکیل داده اند. روسیه در برابر ابتکار سپر دفاع موشکى، ابتدا به غرب اعتراض کرده و سپس تهدید به مقابله با کشور میزبان سامانه هاى موشکى غرب کرده است. سرانجام با آزمایش موشک بالستیک اس ۴۰۰ با برد ۷ هزار کیلومتر و حمل کلاهک هسته اى و آزمایش بمب خلأ به رویارویى با غرب برخاست. مورد دیگرى که سبب عکس العمل شدید روسیه شد، اعلام استقلال کوزوو بدون رضایت کشور مادر (صربستان) و پشتیبانى ایالات متحده و اتحادیه اروپا از آن بود که با وجود مخالفت شدید روسیه منجر به شناسایى بین المللى (متحدان امریکا) شد، هر چند گرجستان به دلیل داشتن شرایط مشابه در مورد اوستیا و آبخازیا با استقلال کوزوو موافقت نداشت، اما روسیه اعلام کرد که این مورد سبب خواهد شد تا در اوستیاى جنوبى، قره باغ و آبخازیا نیز اعلام استقلال شود، همچنین ترانس دنیستر در مولداوى نیز مى تواند در این چارچوب مورد ملاحظه قرار گیرد.


    آیا نبرد روسیه و گرجستان یک طرح قبلى بود
    همان طور که گفته شد، زمینه درگیرى دو کشور از قبل فراهم بود، اما در سال
    ۲۰۰۸ اتفاقات دیگرى نیز به وقوع پیوست. برگزارى مانور نظامى گسترده «قفقاز ۲۰۰۸» روسیه در قلمرو قفقاز شمالى و سواحل دریاى سیاه در بهار ،۲۰۰۸ نشان مى داد که روسیه آماده باش کاملى به نیروهاى مستقر در قفقاز شمالى در برابر نا آرامى هاى قفقاز شمالى و عملیات احتمالى در قفقاز جنوبى داده است. در گرجستان نیز براى این حمله تدارک دیده شده بود. در پاییز سال ۲۰۰۵ «ادوارد کوکویتى» (رئیس جمهور خودخوانده اوستیاى جنوبى) براى اولین بار به طور علنى اعلام کرد که اوکراین به گرجستان تانک هاى «تى-۷۲»، هلیکوپترهاى «مى-۸»، زره پوش، موشک و دیگر اقلام تسلیحاتى صادر مى کند.
    در اواسط ماه مه سال
    ۲۰۰۸ مقاله اى در سایت وزارت دفاع اوکراین مبنى بر کمک هاى نظامى کشورهاى خارجى به گرجستان منتشر شد که در آن مشروحاً به تعداد و نوع تسلیحات و کمک هاى نظامى که گویا اوکراین در اختیار گرجستان قرارداده اشاره شده است.
    علاوه بر این، از سال هاى پایانى حکومت شوارد نادزه همکارى نظامى گرجستان با امریکا آغاز شد. پس از روى کار آمدن ساکاشویلى در گرجستان، گرایش به ساختارهاى اروپایى و غربى و همکارى نظامى با امریکا بیشتر شد. تجهیز ارتش گرجستان از سوى امریکا و اوکراین به تفلیس این باور را داده بود که مى تواند با روسیه درگیر شود. اما موازنه استراتژیک گرجستان با روسیه قابل مقایسه نیست و در حالى که روسیه خود را رقیب ایالات متحده در مسائل نظامى - استراتژیک مى داند، چگونه گرجستان به این باور رسیده است.


    مشکلات پیش روى حاکمیت گرجستان
    وعده هاى رهبران گرجى در انقلاب مخملى
    ۲۰۰۳ و وعده هاى انتخاباتى ریاست جمهورى در دوره اول و دوره دوم ساکاشویلى براى اعاده حاکمیت ملى بر کشور و بازگرداندن مناطق تجزیه شده آجاریا، آبخازیا و اوستیاى جنوبى، نتوانست محقق شود(به استثناى حل مسالمت آمیز آجاریا که با کمک روسیه انجام شد)/ همچنین اعلام مبارزه با فساد ادارى و برطرف کردن مشکل بیکارى و بهبود وضع اقتصادى و جلب سرمایه گذارى خارجى هم با موفقیت توأم نبود. در این شرایط حکومت مرکزى گرجستان، منشأ همه مشکلات و گرفتارى ها را در مناطق تجزیه طلب عنوان مى کرد. به همین سبب اوستیاى جنوبى چندین بار با حمله ناموفق گرجى ها روبه رو شد که در یک مورد به سرنگونى هلى کوپتر ارتش گرجستان در تسخینوالى منجر شد و در مورد دیگر شخص رئیس جمهورى در یکى از این عملیات مشارکت داشت که عملیات با ناکامى مواجه شد.
    مى توان گفت که در حمله
    ۸ اوت ۲۰۰۸ ارتش گرجستان به تسخینوالى، گرجستان به حمایت ایالات متحده و اتحادیه اروپا و ناتو، بسیار امیدوار بود، اما اشتباه در برآورد استراتژیک سبب ناکامى گرجستان شد.


    علل حمله روسیه
    با حمله ناگهانى گرجستان به مواضع پاسداران صلح مستقر در تسخینوالى در
    ۸ اوت سال ،۲۰۰۸ جنگ بین گرجستان و جدایى طلبان اوستى از یک سو و سربازان پاسدار صلح روسى از سوى دیگر درگرفت. این عملیات گرجستان ضربه اى سنگین بر شرایط شکننده اوستیاى جنوبى بود که منجر به دخالت روسیه شد. گرجى ها در آغاز حمله، موفق شدند با وارد کردن تلفاتى به نیروهاى پاسدار صلح و جدایى طلبان اوستى و انهدام شهر، تسخینوالى را به تصرف در آورند. روز بعد یگان هاى ارتش ۵۸ روسیه براى کمک به پاسداران صلح وارد منطقه شدند. با حمله روسیه به اوستیاى جنوبى و آتش شدید توپخانه اى و تانکهاى روسى، سربازان گرجى مقاومت خود را از دست داده و با دادن تلفاتى ناگزیر به عقب نشینى شدند و شهر تسخینوالى به تصرف روسیه درآمد. اما روسیه اعلام کرد که قصد تجاوز به گرجستان را ندارد و این عملیات صرفاً براى کمک به نیروهاى پاسدار صلح روسى و شهروندان روسى ساکن در اوستیاى جنوبى صورت گرفته است. عملیات سریع روسیه در اوستیاى شمالى غیر منتظره و دور از انتظار گرجى ها بود. ارتش گرجستان هرگز تصور نمى کرد که روسیه چنین عکس العمل شدیدى از خود نشان دهد. این نکته نشان دهنده اشتباه گرجستان در محاسبه ضد حمله روسى بود.


    نتایج جنگ
    این جنگ سبب کشته شدن
    ۱۵ سرباز و زخمى شدن ۳۰ سرباز پاسدار صلح روسى در آغاز حمله گرجى ها و کشته شدن حدود دو هزار غیر نظامى شد. بنابر ادعاى ارتش گرجستان، در این عملیات حدود ۱۰۰ نفر از نیروهاى گرجى نیز کشته شدند. با آغاز درگیرى ها، موج پناهندگان به سوى شمال، به اوستیاى شمالى در فدراسیون روسیه به حرکت درآمد. حدود سى هزار نفر از اوستیاى جنوبى به اوستیاى شمالى پناه آورده اند. باید یاد آور شد که تعداد زیادى از پناهندگان اوستیاى جنوبى از زمان درگیرى هاى آغاز دهه ۹۰ نیز همچنان در اوستیاى شمالى زندگى مى کنند. علاوه بر مشکلات اقتصادى و بیکارى که فشار زیادى بر اقتصاد ناتوان گرجستان وارد کرد این کشور با مشکلات دیگرى از ناحیه اپوزیسیون دولت مواجه است / لذا این موارد به مخالفان حکومت بهانه مى دهد که فشار خود را بر دولت ساکاشویلى افزایش داده و در راه سرنگونى آن متحد شوند.


    آینده مناقشات قفقاز
    سؤالى که در ذهن بسیارى از کارشناسان و سیاستمداران پیش مى آید این است که آینده این مناقشه چیست در این مورد باید یاد آور شد که عوامل و بازیگران متعددى در این عرصه به ایفاى نقش مى پردازند. آنچه مسلم است روسیه با توانمندى و اقتدار بیشترى نسبت به گذشته در حال ایفاى نقش است. حل مسئله چچن و فرونشاندن تقریبى بحران در قفقاز شمالى و بهبود نسبى اوضاع اقتصادى شهروندان روسى و مبارزه با مافیاى گسترده روسیه و انهدام باندهاى تبهکار و ثبات سیاسى و اقتصادى به روسیه این امکان را داده است که بتواند در عرصه بین الملل تأثیرگذار باشد. روسیه به عنوان نیروى هسته اى قدرتمند و داراى حق وتو در شوراى امنیت که خود درگیر مناقشه است، به امریکا این امکان را نخواهد داد که در امور قفقاز دخالتى تأثیرگذار داشته باشد. بویژه آن که امریکا با چالش عمیق در اشغال نظامى افغانستان و عراق روبه رو است و با این وضع مانع عملیات روسیه در رفع تهدیدات امنیتى در مرزهایش شود. این مناقشه نیازمند میانجیگرى کشورهاى بى طرف است که منافعى در آن ندارند. جمهورى اسلامى ایران به دلایل بسیار مى تواند به عنوان میانجى وارد عمل شود. ایران در مسئله قره باغ و صلح تاجیکستان تجربه خوبى با روسیه در زمینه میانجیگرى اندوخته است. کشورى همجوار منطقه قفقاز است و با روسیه و گرجستان روابط نزدیک دارد. همچنین داراى سابقه روابط فرهنگى و تاریخى با هر دو کشور است. اوستها از اقوام ایرانى به شمار مى روند و به نظر مى رسد که میانجیگرى ایران را بیش از اروپا پذیرا خواهند شد. مهمتر این که هر سه طرف مناقشه به آن اطمینان دارند. جمهورى اسلامى ایران در اعلام موضع صریح خود از طرفین خواسته است از خود خویشتندارى نشان داده و ضمن توقف عملیات نظامى به مذاکره روى آورند و امکان کمک رسانى را فراهم سازند.